|
مطمئن باش و برو .... ضربه ات کاری بود ...... دل من سخت شکست .... و چه زشت به من و سادگیم خندیدی...... به من و عشقی پاک ..... که پر از یاد تو بود ..... و خیالم می گفت .... تا ابد مال تو بود ........ تو برو ..... برو تا راحت تر ...... تکه های دلم را آرام آرام بهم بند زنم من تمنا کردم که تو با من باشی ..... تو به من گفتی هرگز هرگز ........ پاسخی سخت و درشت ........ و مرا غصه ی این هرگز کشت........ + به فریاد در آمده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 18:3 فریاد کننده :شادی<-PostAut |
|