|
قسم به عشق و التماس قسم به یک رنگی آب به حرمت خاطره ها به خواهش ثانیه ها قسم به جان گریه هام به دفتر خاطره هام تنها گل سرخ منی بین تمام بیشه ها هرگوشه ی سبز خدا کاهی ترین دفتر منم متنم تویی شعرم تویی قسم به پاکی خدا نفس کشیدن منی بی تو کسی پرنده نیست بی تو هوای زندگی روی زمین خسته نیست تو رمز هر پریدنی تو معنی پریدنی + به فریاد در آمده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 19:8 فریاد کننده :شادی<-PostAut |
آنجا که تویی .غم نبود .رنج و بلا هم مستی نبود دل نبود شورو نوا هم اینجا که منم حسرت از اندوه فزونست خود دانی و من دانم و این خلق خدا هم تا گرید و گریاند از آن گریه ترا هم اینجا که منم عشق به سر حد کمال است صبر است و سلوکست و سکوتست و رضا هم آنجا که تویی باغی اگر هست ندارد مرغی چو من آشفته و افسانه سرا هم اینجا که منم جای تو خالیست به هر جمع غم سوخت دل جمله یاران و مرا هم آنجا که تویی جمله سر شور و نشاطند شهزاده و شه باده بدستند و گدا هم ینجا که منم بسکه دورویی و دورنگیست گریند به بدبختی خود اهل ریا هم + به فریاد در آمده در سه شنبه ششم فروردین 1387 14:49 فریاد کننده :شادی<-PostAut |
|