|
مطمئن باش و برو .... ضربه ات کاری بود ...... دل من سخت شکست .... و چه زشت به من و سادگیم خندیدی...... به من و عشقی پاک ..... که پر از یاد تو بود ..... و خیالم می گفت .... تا ابد مال تو بود ........ تو برو ..... برو تا راحت تر ...... تکه های دلم را آرام آرام بهم بند زنم من تمنا کردم که تو با من باشی ..... تو به من گفتی هرگز هرگز ........ پاسخی سخت و درشت ........ و مرا غصه ی این هرگز کشت........ + به فریاد در آمده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 18:3 فریاد کننده :شادی<-PostAut |
+ به فریاد در آمده در یکشنبه هجدهم آذر 1386 1:4 فریاد کننده :شادی<-PostAut |
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون اینکه متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد : هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی ؟ مجنون به خود آمد و گفت : من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگون مرا دیدی؟ + به فریاد در آمده در یکشنبه هجدهم آذر 1386 0:57 فریاد کننده :شادی<-PostAut |
نام من عشق است می شناسیدم ؟ زخمی ام زخمی سراپا می شناسیدم؟ باشما طی کرده ام راه درازی را خسته ام خسته می شناسیدم؟ این زمان گرچه ابری پوشانیده است رویم ..... من همان خورشید تابانم می شناسیدم ؟ این چنین بیگانه از من رو مگردانید ... در کف فرهاد تیشه من نهادم من شکستم بیستون را من . من همان مهربان سالهای دورم ........... رفته ام از یادتان یا ؟؟؟؟؟ می شناسیدم ؟ نام من عشق است می شناسیدم ؟؟؟؟؟؟ + به فریاد در آمده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 13:14 فریاد کننده :شادی<-PostAut |
اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی ؟ خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی ؟ اجازه هست خیال کنم بازم می آی می بینمت؟ بااون چشمای مهربون دوباره چشمک می زنی ؟ طپش طپش با چشمکت غزل بگم برای تو ؟ با اتکا به عشق تو تو زندگی برم جلو ؟ + به فریاد در آمده در شنبه سوم آذر 1386 22:49 فریاد کننده :شادی<-PostAut |
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست + به فریاد در آمده در شنبه سوم آذر 1386 22:37 فریاد کننده :شادی<-PostAut |
|