تبليغاتX
"تنهاترین جزیره عشق"

"تنهاترین جزیره عشق"

گریه کردم تا بدونی زندگی بی غم نمیشه اگه دستمو بگیری از غرورت کم نمیشه

 

ساکت و صبور و عاشق وقتی حوصله نداری پیش حرفای دل من حرف عشق و کم

 

میاری لحظه هام تلخ و حقیرن وقتی قهری با دل من کاش که چشات یه جاده

 

میزد از دل تو تا دل من

 

در کلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن را صرف کن :رفتم ...... رفتی ....... رفت

 

ساکت می شوم می خندم ولی خنده ام تلخ می شود استاد داد می زند خوب

 

ادامه بده و من می گویم :رفت ...... رفت ..... رفت رفت و دلم را شکست

 

 

 

همیشه برای گلی خاک گلدان باش که اگر به آسمان رسید یادش نره که

 

ریشه اش کجاست

+ به فریاد در آمده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 23:19 فریاد کننده :شادی<-PostAut |


شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تورا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

 

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی

 

نقره ای در کوچه های آبی احساس تورا از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت

 

جدا کردم و تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان

 

چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تورا درد دشتی از

 

تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم

 

چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

 

نمی دانم چرا رفتی ؟ شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

 

نمی دانم کجا ؟تا کی ؟برای چه ؟ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه

 

می بارید وبعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در

 

غمی خاکستری گم شدوگنجشکی که هرروزازکنارپنجره بامهربانی دانه برمی داشت

 

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان  چشمهایم خیس 

 

باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست

 

خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از 

 

رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنکه 

 

می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته چشمان زیبای توام

 

برگرد! ببین که سر نوشت انتظار من چه خواهدشد و بعد از این همه طوفان و وهم

 

پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت :تو هم در پاسخ این

 

بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی مابین اشک و

 

حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است و من در اوج پاییزی ترین

 

ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمی دانم چرا ؟ شاید به

 

رسم عادت و پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا

 

کردم

+ به فریاد در آمده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 21:50 فریاد کننده :شادی<-PostAut |


 

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم

 

وقتی که دیگر رفت به انتظار آمدنش نشستم

 

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم

 

وقتی او تمام شد من آغاز شدم

 

و چه سخت است تنها متولد شدن مثل

 

تنها زندگی کردن

 

 

+ به فریاد در آمده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 23:59 فریاد کننده :شادی<-PostAut |


بیان نامرادیهاست اینهایی که من گویم                     همان بهتر به هر جمعی رسم کمتر سخن گویم

 

شب و روزم به سوزوسازعمربی امان طی شد           گهی از ساختن نالم گهی از سوختن گویم 

 

خدارا مهلتی ای باغبان تازین قفس گاهی                برون آرم سرو حالی بمرغان چمن گویم 

 

مرا در بیستون بر خاک بسپارید تا شبها                  غم بی همزبانی رابرای کوهکن گویم 

 

بگویم عاشقم بی همدمم دیوانه ام مستم              نمی دانم کدامین حال و درد خویشتن گویم 

 

از آن گمگشته منهم نشانی آور ای قاصد                  که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم 

 

تو میایی به بالینم ولی آندم که در خاکم                    خوش آمدگویمت اما در آغوش کفن گویم 

      

+ به فریاد در آمده در یکشنبه بیستم آبان 1386 14:17 فریاد کننده :شادی<-PostAut |


به پندار تو :

 

جهانم زیباست !

 

     جامه ام دیباست !

 

      دیده ام بیناست !

 

     زبانم گویاست !

 

قفسم هم طلاست !

 

بر این ارزد که دلم تنهاست ؟

+ به فریاد در آمده در یکشنبه بیستم آبان 1386 14:3 فریاد کننده :شادی<-PostAut |


امشب بغض شکوه هایم ترکیده است می خواهم شرح سکوتم را برایت

 

بنگارم التهاب روزهای انتظارم را ....خاموشی شبهای بی قراریم را ........

 

و آوای غمناک مرغ عشقم را ....پس با تمام وجودت ناله هایم را بشنو و به

 

خاطر بسپارلحظه های پریشانیم را با یاد کبوتر هایی که شعر پرواز سر  

 

 می دهند نجوایی نیلی می بخشم با خاطره روزهای رویش گل های وصلت

 

گفتی :وقتی میایم که آسمان صاف باشد تا محبتم را بر تو ببارانم وقتی 

 

میایم که غروب دریا ساکت باشد تا عشق طولانیم را هدیه قدومت سازم

 

هنوز هم آسمان آبی است و غروب دریا غرق در سکوت گفتی عشق از تبار

 

باران است و کبوتران عاشق هم خیس از بارانند گفتی :وقتی میایی       

 

که سرود بهار را نرگسان مست بخوانند وقتی که یاسها ی سپید حدیث  

 

طراوت را بر برگهایش بنویسند گفتی :وقتی میایی که بی کرانگی دریا غرق

 

در سکوت باشد وقتی درس زندگی را ازباد آموخته باشی و محبت را از

 

 لبخند صداقت را از گل سرخ و راز را از گل شب بو ....به احساس وصالمان

 

سوگند همه را آموخته ام گفتی :گل نرگس را پرستیدم که نوید بخش بهار

 

است بهار را مقدس بداریم که سمبل وصال است وصال را دوست بداریم که

 

مظهر پاکی است و پاکی را عزیز بشماریم که آزمان کبوتر است پس تو ای

 

مفهوم نیکویی آسمان تو ای معنای زندگی و ای رنگین کمان آرزو بیا پس   

 

از آن همه ثانیه ها دقیقه ها روزها و سال ها انتظار و سکوت باز گرد.........

 

بیاتا برروی خواب خاک برروی آب برروی پرپرندگان و بررواق موج بنویسیم .

 

بنویسیم که زندگی همرنگ کوچه باغ های آیینه است محبت همزاد پرواز

 

است  و فراق همان انفجار پی در پی حباب است بنویسیم که نوازش از تبار

 

گونه های خیس است هنوز هم در کنار دروازه  شهر بی قراری هایم منتظر

 

آمدنت هستم  تو گل نرگس بهارم بودی .هستی و خواهی ماند

+ به فریاد در آمده در دوشنبه هفتم آبان 1386 11:44 فریاد کننده :شادی<-PostAut |


روزی دروغ به حقیقت گفت :میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم

 

حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد آن دو با هم به کنار ساحل رفتند

 

وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را در آورد دروغ حیله گر

 

لباس های اورا پوشید و رفت از آن روز همیشه حقیقت عریان است

 

اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود

 

 

+ به فریاد در آمده در شنبه پنجم آبان 1386 1:8 فریاد کننده :شادی<-PostAut |


دنیارا بد ساخته اند ..... کسی که تو دوستش داری تورا دوست ندارد

 

کسی که تورا دوست دارد تو دوستش نداری اما کسی که تو دوستش

 

داری و او هم تورا دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسید

 

و این رنج است زندگی یعنی این ......

 

 

اگر کسی را دوست داری به او بگو زیرا قلب ها معمولا با کلماتی که

 

ناگفته می مانند می شکنند

 

 

می دونی آدما بین "الف" تا "ی " قرار دارند بعضی ها مثل "ب"برات

 

می میرند مثل "د"دوستت دارند مثل "ع"عاشقت می شوند مثل "م"

 

منتظرت می مونند تا یه روز مثل "ی"یارت بشن

 

امشب این خانه عجب حال و هوایی دارد .... گفتگو با دل دیوانه صفایی

 

دارد ....همه رفتند از این خانه ولی غصه نرفت......باز این یار قدیمی چه

 

وفایی دارد

 

سراسیمه به دنبال هیچ می گردم ای وای بر من هیچ هم از ما گریزان

 

است

 

+ به فریاد در آمده در شنبه پنجم آبان 1386 0:36 فریاد کننده :شادی<-PostAut |


 

 

دلم گرفته فکر می کنم تمام بلاهای دنیا روی سرم اومده

 

دلم گرفته چون احساس میکنم توی تنهایی غرق شدم

 

دلم گرفته به خاطر چیزای نداشته

 

درحالی که ارزش چیزایی رو که دارم نمی دونم

 

می دونم وقتی دلم میگیره خدارو فراموش کردم

 

خدایی که یه عالمه عاشقشم ولی حرف دلمو حرف دلتنگی هامو بهش

 

نمیگم در حالی که می دونم به غیر از اون کسی حرف تنهایی هامو

 

نمی فهمه اون تنها کسیه که اگه حرف دلمو بهش بگم

 

به کس دیگه ای نمیگه

 

اون تنها کسیه که هیچ جا منو تنها نمی ذاره و همیشه با منه

 

ولی من اون جوری که باید اون رو نمی فهمم

 

الان دلم خیلی گرفته احساس میکنم دیگههیچ کس منو نمی فهمه

 

الان یه دنیا غم یه کوه غصه توی دلم نشسته

 

آخه بی وفایی دیده

 

ما آدما وقتی بی وفایی می بینیم دلمون میگیره

 

ولی وقتی بی وفایی می کنیم انتظار نداریم کسی دلش بگیره

 

می دونی چیه واقعیت اینه که

 

اگه ما یه کم به اطرافمون نگاه کنیم

 

و یه کم با غم دیگران آشنا بشیم

 

می بینیم غم ما هیچه  خیلی کوچیکه

 

ولی با این کوچیکی باز دلم گرفته

+ به فریاد در آمده در پنجشنبه سوم آبان 1386 13:15 فریاد کننده :شادی<-PostAut |


DESIGN BY : MINOS X

همیشه فکرمی کردم اگه یه روزنباشی می میرم امانمردم داغون شدم خیلی دلم می خوادبگم فراموشت کردم ولی واقعیت اینه که نمی تونم فراموشت کنم خیلی دلم می خوادخوابت روببینم ولی ازوقتی که رفتی چشمام خیسه وخواب به چشمام نمیاد یادته اشکاموپاک می کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می خوام بخوابم تاخوابتو ببینم که داری اشکامو پاک می کنی


ÕÝÍå äÎÓÊ
پست الکترونیکی>

آرشیو نوشته ها

مرداد 1387
تیر 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386



دوستان دلتنگ

عشق:عاشقی:زندگی...
عکس,شعر ,جوک, عاشقانه........
گفته هایم
به نام خالق تنهای هستی
برترین عکسهای دنیای وب
عاشقانه های نیما
واسه کسایی که مثل ما دلواپسن
"بیا با من هم قدم
و برای مردمان شادمانی را آفرید
دست نوشتهای دو عاشق
آسمان پرتقالی
punisher boy
کوی عشق
2 تایی
کابوس مرگ
عشق مرده
تنهاترین عاشق
دست نوشته های یه غریبه ی دیوونه
ساحل دل
سرزمین عشق
GAME OVER
زندگی عاشقانه
ناشناس اما عاشق
Persian Poem0
و اما عشق ....
هر چی تو بخوای
فری اف بی آی
همسفر قدیمی
هکران خورشید
پسران باران
قطار عشق
یادداشت های روزانه من
صومعه
عاشقانه ترین
نانا وکوپول
دل تنگ
پسر جزیره
درسایه سار خوشبختی
انجمن شاعران مرده
روباه قرمز
آتش عشق
دوران معاصر
بهای عشق چیست جز عشق
شعر های تنهایی
-----(¯`•"..دانلود بهترین ها برای موبایل شما .."•`¯)----- (محمد و دانیال)
طرفداران یاس
سنگ صبور
عاشقانه های من
¯`•..هرچی فکرشو بکنی در بازار سیاه پیدا میشه ..•`¯)
شب یلدا
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش
گل سرخ
به نام تو... به یاد تو...به عشق تو...
وبلاگ گل یاس که فقط گل مریم رو می خواد
دختری از جنس باران
عشق بی انتها
دختر شب
تنهای تنها
یکی فقط مال خودم
وبلاگ شخصی فائز
سکوت دل
عشق معشوق
چه زیباست به خاطر تو زیستن
عشق پنهان
سایه غم
تنهای 16 ساله
فقط خدا
ایرانی ایرانی باش
خورشید تابان
ماهی ها در خاک میمیرند
لحظه عشق
تنها
بزرگترین سایت دانلود آهنگ
دل های پاک
محمد


    ÊÚÏÇÏ ÈÇÒÏíÏåÇ:

MINOS:æíÑÇíÔ ÞÇáÈ
ÏÇäáæÏÓÊÇä ãíäæÓ
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس